قانون تجارت مصوب 1311/02/13
مبحث سوم ـ شرکت تضامنی (116 - 140)
مبحث سوم ـ شرکت تضامنی
مبحث سوم ـ شرکت تضامنی (116 - 140)
شرکت تضامنی؛ شرکتی است کـه در تحت اسم مخصوصی برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسئولیت تضامنی تشکیل می شود. اگر دارایی شرکت برای تأدیه تمام قروض کافی نباشد، هر یک از شرکاء مسئول پرداخت تمام قروض شرکت است. هر قراری کـه بین شرکاء برخلاف این ترتیب داده شده باشد، در مقابل اشخاص ثالث کأن لم یکن خواهد بود.
در اسم شرکت تضامنی باید عبارت "شرکت تضامنی" و لااقل اسم یک نفر شرکاء ذکر شود. در صورتی کـه اسم شرکت مشتمل بر اسامی تمام شرکاء نباشد، باید بعد از اسم شریک یا شرکایی کـه ذکر شده است، عبارتی از قبیل "و شرکاء" یا "و برادران" قید شود.
شرکت تضامنی وقتی تشکیل می شود کـه تمام سرمایه نقدی تأدیه و سهم الشرکه غیر نقدی نیز تقویم و تسلیم شده باشد.
در شرکت تضامنی؛ منافع بـه نسبت سهم الشرکه بین شرکاء تقسیم می شود، مگر آنکه شرکتنامه غیر از این ترتیب را مقرّر داشته باشد.
در شرکت تضامنی شرکاء باید لااقل یک نفر از میان خود یا از خارج بـه سمت مدیری معیّن نمایند.
حدود مسئولیت مدیر یا مدیران شرکت تضامنی همان است کـه در ماده 51 مقرّر شده.
در شرکت های تضامنی؛ اگر سهم الشرکه یک یا چند نفر غیر نقدی باشد، باید سهم الشرکه مزبور قبلاً بـه تراضی تمام شرکاء تقویم شود.
در شرکت تضامنی هیچ یک از شرکاء نمی تواند سهم خود را بـه دیگری منتقل کند، مگر بـه رضایت تمام شرکاء.
مادام کـه شرکت تضامنی منحل نشده، مطالبه قروض آن باید از خود شرکت بـه عمل آید و پس از انحلال طلبکاران شرکت می توانند برای وصول مطالبات خود بـه هر یک از شرکاء کـه بخواهند و یا بـه تمام آنها رجوع کنند و در هر حال هیچ یک از شرکاء نمی تواند بـه استناد اینکه میزان قروض شرکت از میزان سهم او در شرکت تجاوز می نماید، از تأدیه قروض شرکت امتناع ورزد. فقط در روابط بین شرکاء، مسئولیت هر یک از آنها در تأدیه قروض شرکت بـه نسبت سرمایه خواهد بود کـه در شرکت گذاشته است، آنهم در صورتی کـه در شرکتنامه ترتیب دیگری اتخاذ نشده باشد.
هر کس بـه عنوان شریک ضامن در شرکت تضامنی موجودی داخل شود، متضامناً با سایر شرکاء مسئول قروضی هم خواهد بود کـه شرکت قبل از ورود او داشته، اعم از اینکه در اسم شرکت تغییری داده شده یا نشده باشد. هر قراری کـه بین شرکاء برخلاف این ترتیب داده شده باشد، در مقابل اشخاص ثالث کأن لم یکن خواهد بود.
هر گاه شرکت تضامنی منحل شود، مادام کـه قروض شرکت از دارایی آن تأدیه نشده، هیچ یک از طلبکاران شخصی شرکاء حقی در آن دارایی نخواهد داشت. اگر دارایی شرکت برای پرداخت قروض آن کفایت نکند، طلبکاران شرکت حق دارند بقیه طلب خود را از تمام یا فرد فرد شرکاءِ ضامن مطالبه کنند، ولی در این مورد طلبکاران شرکت بر طلبکاران شخصی شرکاء حق تقدم نخواهند داشت.
بـه ورشکستگی شرکت تضامنی بعد از انحلال نیز می توان حکم داد، مشروط بـه اینکه دارایی شرکت تقسیم نشده باشد.
ورشکستگی شرکت ملازمۀ قانونی با ورشکستگی شرکاء و ورشکستگی بعضی از شرکاء ملازمه قانونی با ورشکستگی شرکت ندارد.
طلبکاران شخصی شرکاء حق ندارند طلب خود را از دارایی شرکت تأمین یا وصول کنند، ولی می توانند نسبت بـه سهمیه مدیونِ خود از منافع شرکت یا سهمی کـه در صورت انحلال شرکت ممکن است بـه مدیون مزبور تعلق گیرد، هر اقدام قانونی کـه مقتضی باشد بـه عمل آورند. طلبکاران شخصی شرکاء در صورتی کـه نتوانسته باشند طلب خود را از دارایی شخصی مدیون خود وصول کنند و سهم مدیون از منافع شرکت کافی برای تأدیه طلب آنها نباشد، می توانند انحلال شرکت را تقاضا نمایند، اعم از اینکه شرکت برای مدت محدود یا غیر محدود تشکیل شده باشد، مشروط بر اینکه لااقل شش ماه قبل؛ قصد خود را بـه وسیله اظهارنامه رسمی بـه اطلاع شرکت رسانیده باشند. در این صورت؛ شرکت یا بعضی از شرکاء می توانند مادام کـه حکم نهایی انحلال صادر نشده، با تأدیه طلب دائنینِ مزبور تا حد دارایی مدیون در شرکت یا با جلب رضایت آنان بـه طریق دیگر از انحلال شرکت جلوگیری کنند.
نه مدیون شرکت می تواند در مقابل طلبی کـه ممکن است از یکی از شرکاء داشته باشد، استناد بـه تهاتر کند، نه خود شریک می تواند در مقابل قرضی کـه ممکن است طلبکار او بـه شرکت داشته باشد، بـه تهاتر استناد نماید. مع ذالک کسی کـه طلبکار شرکت و مدیون بـه یکی از شرکاء بوده و پس از انحلال شرکت، طلب او لاوصول مانده، در مقابل آن شرکت حق استناد بـه تهاتر خواهد داشت.
در صورت ورشکستگی یکی از شرکاء و همچنین در صورتی کـه یکی از طلبکاران شخصی یکی از شرکاء، بـه موجب ماده 129 انحلال شرکت را تقاضا کرد، سایر شرکاء می توانند سهمی آن شریک را از دارایی شرکت نقداً تأدیه کرده و او را از شرکت خارج کنند.
اگر در نتیجه ضررهای وارده؛ سهم الشرکه شرکاء کم شود، مادام کـه این کمبود جبران نشده، تأدیه هر نوع منفعت بـه شرکاء ممنوع است.
جز در مورد فوق؛ هیچ یک از شرکاء را شرکت نمی تواند بـه تکمیل سرمایه کـه بـه علّت ضررهای وارده کم شده است، ملزم کرده و یا او را مجبور نماید بیش از آنچه کـه در شرکتنامه مقرّر شده است، بـه شرکت سرمایه دهد.
هیچ شریکی نمی تواند بدون رضایت سایر شرکاء بـه حساب شخصی خود یا بـه حساب شخص ثالث، تجارتی از نوع تجارت شرکت؛ نموده و یا بـه عنوان شریک ضامن یا شریک با مسئولیت محدود در شرکت دیگری کـه نظیر آن تجارت را دارد، داخل شود.
هر شرکت تضامنی می تواند با تصویب تمام شرکاء بـه شرکت سهامی مبدّل گردد. در این صورت رعایت تمام مقرّرات راجعه بـه شرکت سهامی حتمی است.
شرکت تضامنی در موارد ذیل منحل می شود: الف ـ در مورد فقرات 1، 2 و 3 ماده 93؛ ب ـ در صورت تراضی تمام شرکاء؛ ج ـ در صورتی کـه یکی از شرکاء بـه دلائلی انحلال شرکت را از محکمه تقاضا نماید و محکمه آن دلائل را موجّه دانسته و حکم بـه انحلال بدهد؛ د ـ در صورت فسخ یکی از شرکاء مطابق ماده 137؛ هـ ـ در صورت ورشکستگی یکی از شرکاء مطابق ماده 138؛ و ـ در صورت فوت یا محجوریّت یکی از شرکاء مطابق مواد 139 و 140. تبصره ـ در مورد بند (ج) هر گاه دلائل انحلال منحصراً مربوط بـه شریک یا شرکاء معیّنی باشد، محکمه می تواند بـه تقاضای سایر شرکاء بجای انحلال، حکم اخراج آن شریک یا شرکای معیّن را بدهد.
فسخ شرکت؛ در صورتی ممکن است کـه در اساسنامه، این حق از شرکاء سلب نشده و ناشی از قصد اضرار نباشد. تقاضای فسخ باید شش ماه قبل از فسخ کتباً بـه شرکاء اعلام شود. اگر موافق اساسنامه باید سال بـه سال بـه حساب شرکت رسیدگی شود، فسخ در موقع ختم محاسبه سالیانه بـه عمل می آید.
در مورد ورشکستگی یکی از شرکاء انحلال وقتی صورت می گیرد کـه مدیر تصفیه کتباً تقاضای انحلال شرکت را نموده و از تقاضای مزبور شش ماه گذشته و شرکت؛ مدیر تصفیه را از تقاضای انحلال منصرف نکرده باشد.
در صورت فوت یکی از شرکاء، بقاءِ شرکت موقوف بـه رضایت سایر شرکاء و قائم مقام متوفی خواهد بود. اگر سایر شرکاء بـه بقاءِ شرکت تصمیم نموده باشند، قائم مقام متوفی باید در مدت یک ماه از تاریخ فوت؛ رضایت یا عدم رضایت خود را راجع بـه بقاءِ شرکت کتباً اعلام نماید. در صورتی کـه قائم مقام متوفّی رضایت خود را اعلام نمود، نسبت بـه اعمال شرکت در مدت مزبور، از نفع و ضرر شریک خواهد بود، ولی در صورت اعلام عدم رضایت، در منافع حاصله در مدّت مذکور شریک بوده و نسبت بـه ضرر آن مدّت سهیم نخواهد بود. سکوت تا انقضای یک ماه در حکم اعلام رضایت است.
در مورد محجوریّت یکی از شرکاء؛ مطابق مدلول ماده فوق عمل خواهد شد.