قانون تجارت مصوب 1311/02/13

باب دهم ـ ضمانت (402 - 411)

باب دهم ـ ضمانت

ضامن وقتی حق دارد از مضمونٌ له تقاضا نماید کـه بدواً بـه مدیون اصلی رجوع کرده و در صورت عدم وصول طلب بـه او رجوع نماید، کـه بین طرفین، خواه ضمن قرارداد مخصوص، خواه در خود ضمانت نامه، این ترتیب مقرر شده باشد.

در کلیه مواردی کـه بـه موجب قوانین یا موافق قراردادهای خصوصی، ضمانت تضامنی باشد، طلبکار می تواند بـه ضامن و مدیون اصلی مجتمعاً رجوع کرده یا پس از رجوع بـه یکی از آنها و عدم وصول طلب خود، برای تمام یا بقیه طلب بـه دیگری رجوع نماید.

حکم فوق در موردی نیز جاری است کـه چند نفر بـه موجب قرارداد یا قانون متضامناً مسئول انجام تعهدی باشند.

قبل از رسیدن اجل دین اصلی، ضامن ملزم بـه تأدیه نیست، ولو اینکه بـه واسطه ورشکستگی یا فوت مدیون اصلی، دین مؤجل او حال شده باشد.

ضمان حال از قاعدۀ فوق مستثنی است.

اگر حق مطالبه دین اصلی مشروط بـه اخطار قبلی است، این اخطار نسبت بـه ضامن نیز باید بـه عمل آید.

همین کـه دین اصلی بـه نحوی از انحاء ساقط شده، ضامن نیز بریء می شود.

همین کـه دین حال شد، ضامن می تواند مضمونٌ له را بـه دریافت طلب یا انصراف از ضمان ملزم کند، ولو ضمان مؤجل باشد.

استنکاف مضمونٌ له از دریافت طلب یا امتناع از تسلیم وثیقه، اگر دین با وثیقه بوده، ضامن را فوراً و بخودی خود بریء خواهد ساخت.

پس از آنکه ضامن دین اصلی را پرداخت، مضمونٌ له باید تمام اسناد و مدارکی را کـه برای رجوع ضامن بـه مضمونٌ عنه لازم و مفید است، بـه او داده و اگر دین اصلی با وثیقه باشد، آن را بـه ضامن تسلیم نماید. اگر دین اصلی وثیقه غیرمنقول داشته، مضمونٌ عنه مکلّف بـه انجام تشریفاتی است کـه برای انتقال وثیقه بـه ضامن لازم است.

×

اپلیکیشن های ما را نصب کنید

در کانال های ما عضو شوید