قانون مدنی مصوب 1314/08/08
فصل دوم ـ در بیع و شرط
در بیع و شرط
در عقد بیع متعاملین می توانند شرط نمایند کـه هر گاه بایع در مدت معینی تمام مثل ثمن را بـه مشتری رد کند، خیار فسخ معامله را نسبت بـه تمام مبیع داشته باشد و همچنین می توانند شرط کنند کـه هر گاه بعض مثل ثمن را رد کرد خیار فسخ معامله را نسبت بـه تمام یا بعض مبیع داشته باشد. در هر حال حق خیار تابع قرار داد متعاملین خواهد بود و هر گاه نسبت بـه ثمن قید تمام یا بعض نشده باشد خیار ثابت نخواهد بود مگر با رد تمام ثمن.
در بیع شرط بـه مجرد عقد؛ مبیع ملک مشتری می شود با قید خیار برای بایع. بنابراین اگر بایع بـه شرایطی کـه بین او و مشتری برای استرداد مبیع مقرر شده است عمل ننماید، بیع قطعی شده و مشتری مالک قطعی مبیع می گردد و اگر بالعکس؛ بایع بـه شرایط مزبوره عمل ننماید و مبیع را استرداد کند از حین فسخ، مبیع مال بایع خواهد شد، ولی نماآت و منافع حاصله از حین عقد تا حین فسخ مال مشتری است.
در بیع شرط مشتری نمی تواند در مبیع تصرفی کـه منافی خیار باشد از قبیل نقل و انتقال و غیره بنماید.
اگر مشتری در زمان خیار از اخذ ثمن امتناع کند، بایع می تواند با تسلیم ثمن بـه حاکم یا قائم مقام او معامله را فسخ کند.
اگر مبیع بـه شرط بـه واسطه فوت مشتری بـه ورثه او منتقل شود، حق فسخ بیع در مقابل ورثه بـه همان ترتیبی کـه بوده است، باقی خواهد بود.
اگر در بیع شرط معلوم شود کـه قصد بایع حقیقت بیع نبوده است، احکام بیع در آن مجری نخواهد بود.