محتوا : متن اصلی را بخوانید

قانون مدنی مصوب 1314/08/08

عقد ضمان؛ عبارت است از اینکه شخصی مالی را کـه بر ذمّۀ دیگری است، بـه عهده بگیرد. متعهّد را ضامن؛ طرف دیگر را مضمونٌ له و شخص ثالث را مضمونٌ عنه یا مدیون اصلی می گویند.

در ضمان رضای مدیون اصلی شرط نیست.

ضامن باید برای معامله اهلیّت داشته باشد.

ضامن شدن از محجور و میّت صحیح است.

ممکن است از ضامن ضمانت کرد.

هر گاه چند نفر ضامن شخصی شوند، ضمانت هر کدام کـه مضمونٌ له قبول کند، صحیح است.

در ضمان شرط نیست کـه ضامن مالدار باشد، لیکن اگر مضمونٌ له در وقت ضمان بـه عدم تمکن ضامن جاهل بوده باشد، می تواند عقد ضمان را فسخ کند، ولی اگر ضامن بعد از عقد غیر ملیء شود، مضمونٌ له خیاری نخواهد داشت.

ضمان دینی کـه هنوز سبب آن ایجاد نشده است، باطل است.

در دین حال؛ ممکن است ضامن برای تأدیه آن اجلی معین کند و همچنین می تواند در دین مؤجّل تعهد پرداخت فوری آن را بنماید.

مضمونٌ له می تواند در عقد ضمان از ضامن مطالبه رهن کند، اگر چه دین اصلی رهنی نباشد.

علم ضامن بـه مقدار و اوصاف و شرایط دینی کـه ضمانت آن را می نماید؛ شرط نیست. بنابراین اگر کسی ضامن دین شخص بشود؛ بدون اینکه بداند آن دین چه مقدار است، ضمان صحیح است، لیکن ضمانت یکی از چند دین بـه نحو تردید باطل است.

معرفی تفصیلی ضامن بـه شخص مضمونٌ له یا مضمونٌ عنه لازم نیست.

هر دینی را ممکن است ضمانت نمود، اگر چه شرط فسخی در آن موجود باشد.

ضمان عهده از مشتری یا بایع نسبت بـه درک مبیع یا ثمن؛ در صورت مستحقٌ للغیر در آمدن آن جایز است.

×

اپلیکیشن های ما را نصب کنید

در کانال های ما عضو شوید