قانون مدنی مصوب 1314/08/08
مبحث دوم: در اثر ضمان بین ضامن و مضمون له
در اثر ضمان بین ضامن و مضمون له
بعد از اینکه ضمان بطور صحیح واقع شد، ذمّۀ مضمونٌ عنه بریء و ذمّۀ ضامن بـه مضمونٌ له مشغول می شود.
تعلیق در ضمان؛ مثل اینکه ضامن قید کند کـه اگر مدیون نداد من ضامنم؛ باطل است ولی التزام بـه تأدیه ممکن است معلق باشد.
تعلیق ضامن بـه شرایط صحّت آن، مثل اینکه ضامن قید کند کـه اگر مضمونٌ عنه مدیون باشد؛ من ضامنم، موجب بطلان آن نمی شود.
ضمان عقدی است لازم و ضامن یا مضمونٌ له نمی توانند آن را فسخ کنند، مگر در صورت اعسار ضامن؛ بطوری که در ماده 690 مقرر است، یا در صورت بودن حق فسخ نسبت بـه دین مضمونٌ له و یا در صورت تخلف از مقررات عقد.
هر گاه ضمان مدت داشته باشد، مضمونٌ له نمی تواند قبل از انقضاء مدت مطالبه طلب خود را از ضامن کند، اگر چه دین حال باشد.
در ضمان حال؛ مضمونٌ له حق مطالبه طلب خود را دارد، اگر چه دین مؤجل باشد.
ضمان مطلق، محمول بـه حال است، مگر آنکه بـه قراین معلوم شود کـه مؤجل بوده است.
ضمان مؤجل بـه فوت ضامن؛ حال می شود.
منسوخ 1370 ـ هر گاه دین مدت داشته ولی ضمان حال باشد، بعد از ضمان مضمونٌ له حق مطالبه از ضامن دارد.
اگر مضمونٌ له ذمّۀ مضمونٌ عنه را بریء کند، ضامن بریء نمی شود، مگر اینکه مقصود ابراء از اصل دین باشد.
کسی کـه ضامن درک مبیع است، در صورت فسخ بیع بـه سب اقاله یا خیار، از ضمان بریء می شود.