محتوا : متن اصلی را بخوانید

قانون مدنی مصوب 1314/08/08

صلح ممکن است یا در مورد رفع تنازع موجود و یا جلوگیری از تنازع احتمالی در مورد معامله و غیر آن واقع شود.

برای صحّت صلح، طرفین باید اهلیّت معامله و تصرّف در مورد صلح داشته باشند.

هر صلح نافذ است، جز صلح بر امری کـه غیر مشروع باشد.

صلح با انکار دعوی نیز جایز است، بنابراین درخواست صلح اقرار محسوب نمی شود.

حقوق خصوصی کـه از جرم تولید می شود، ممکن است مورد صلح واقع شود.

صلح بلاعوض نیز جایز است.

صلح در مقام معاملات؛ هر چند نتیجۀ معامله را کـه بـه جای آن واقع شده است می دهد، لیکن شرایط و احکام خاصۀ آن معامله را ندارد. بنابراین اگر مورد صلح عین باشد، در مقابل عوض نتیجۀ آن؛ همان نتیجۀ بیع خواهد بود؛ بدون اینکه شرایط و احکام خاصۀ بیع در آن مجری شود.

حق شفعه در صلح نیست، هر چند در مقام بیع باشد.

صلح عقد لازم است، اگر چه در مقام عقود جائزه واقع شده باشد و بر هم نمی خورد مگر در موارد فسخ بـه خیار یا اقاله.

صلحی کـه در مورد تنازع یا مبنی بر تسامح باشد، قاطع بین طرفین است و هیچ یک نمی تواند آن را فسخ کند، اگر چه بـه ادعاء غبن باشد، مگر در صورت تخلّف شرط با اشتراط خیار.

اگر در طرف مصالحه و یا در مورد صلح اشتباهی واقع شده باشد، صلح باطل است.

صلح بـه اکراه نافذ نیست.

تدلیس در صلح موجب خیار فسخ است.

صلح دعوی مبتنی بر معامله باطله، باطل است ولی صلح دعوی ناشی از بطلان معامله، صحیح است.

اگر طرفین بـه طور کلی تمام دعاوی واقعیّه و فرضیۀ خود را بـه صلح خاتمه داده باشند، کلیه دعاوی؛ داخل در صلح محسوب است، اگر چه منشاء دعوی در حین صلح معلوم نباشد، مگر این که صلح بـه حسب قراین شامل آن نگردد..

اگر بعد از صلح معلوم گردد کـه موضوع صلح منتفی بوده است، صلح باطل است.

در عقد صلح ممکن است احد طرفین در عوض مال الصلحی کـه می گیرد، متعهد شود کـه نفقۀ معینی همه ساله یا همه ماهه تا مدت معین تأدیه کند. این تعهد ممکن است بـه نفع طرفین مصالحه یا بـه نفع شخص یا اشخاص ثالث واقع شود.

در تعهد مذکوره در ماده قبل، بـه نفع هر کس کـه واقع شده باشد، ممکن است شرط نمود کـه بعد از فوت منتفع؛ نفقه بـه وراث او داده شود.

صلحی کـه بر طبق دو ماده فوق واقع می شود، بـه ورشکستگی یا افلاس متعهّد نفقه، فسخ نمی شود، مگر اینکه شرط شده باشد.

×

اپلیکیشن های ما را نصب کنید

در کانال های ما عضو شوید