قانون مدنی مصوب 1314/08/08
کتاب پنجم ـ در غایب مفقودالاثر
در غایب مفقودالاثر
غایب مفقودالاثر کسی است کـه از غیبت او مدت بالنسبه مدیدی گذشته و از او بـه هیچوجه خبری نباشد.
اگر غایب مفقودالاثر برای اداره اموال خود تکلیفی معین نکرده باشد و کسی هم نباشد کـه قانوناً حق تصدی امور او را داشته باشد، محکمه برای اداره اموال او یک نفر امین معین می کند. تقاضای تعیین امین فقط از طرف مدعی العموم و اشخاص ذینفع در این امر قبول می شود
محکمه می تواند از امینی کـه معیّن می کند، تقاضای ضامن یا تضمینات دیگر نماید.
اگر یکی از ورّاث غایب تضمینات کافیه بدهد، محکمه نمی تواند امین دیگری معین نماید و وارث مزبور بـه این سمت معین خواهد شد.
وظائف و مسئولیت های امینی کـه بـه موجب مواد قبل معیّن می گردد، همان است کـه برای قیّم مقرر است.
هر گاه هم فوت و هم تاریخ فوت غایب مفقودالاثر مسلّم شود، اموال او بین ورّاث موجود حین الموت تقسیم می گردد، اگرچه یک یا چند نفر آنها از تاریخ فوت غایب بـه بعد فوت کرده باشد.
اگر فوت غایب بدون تعیین تاریخ فوت ثابت گردد، محکمه باید تاریخی را کـه فوت او در آن تاریخ محقق بوده معین کند. در این صورت اموال غایب بین ورّاثی کـه در تاریخ مزبور موجود بوده اند تقسیم می شود.
مفاد ماده فوق در موردی نیز رعایت می گردد کـه حکم موت فرضی غایب صادر شود.
حکم موت فرضی غایب در موردی صادر می شود کـه از تاریخ آخرین خبری کـه از حیات او رسیده است، مدتی گذشته باشد کـه عادتاً چنین شخصی زنده نمی ماند.
موارد ذیل از جمله مواردی محسوب است کـه عادتاً شخص غایب زنده فرض نمی شود: 1 ـ وقتی کـه ده سال تمام از تاریخ آخرین خبری کـه از حیوه غایب رسیده است، گذشته و در انقضاء مدت مزبور سن غایب از 75 سال گذشته باشد. 2 ـ وقتی کـه یک نفر بـه عنوانی از عناوین جزء قشون مسلح بوده و در زمان جنگ مفقود و سه سال تمام از تاریخ انعقاد صلح بگذرد، بدون اینکه خبری از او برسد هر گاه جنگ منتهی بـه انعقاد صلح نشده باشد، مدت مزبور 5 سال از تاریخ ختم جنگ محسوب می شود. 3 ـ وقتی کـه 1 نفر حین سفر بحری در کشتی بوده کـه آن کشتی در آن مسافرت تلف شده است، سه سال تمام از تاریخ تلف شدن کشتی گذشته باشد بدون اینکه از آن مسافر خبری برسد.
در مورد فقرۀ اخیر ماده قبل، اگر با انقضاء مدت های ذیل کـه مبدا آن از روز حرکت کشتی محسوب می شود، کشتی بـه مقصد نرسیده باشد و در صورت حرکت بدون مقصد بـه بندری کـه از آنجا حرکت کرده بر نگشته و از وجود آن بـه هیچ وجه خبری نباشد، کشتی تلف شده محسوب می شود. الف ـ برای مسافرت در بحر خزر و داخل خلیج فارس یک سال؛ ب ـ برای مسافرت در بحر عمان ـ اقیانوس هند ـ بحر احمر ـ بحر سفید (مدیترانه) ـ بحر سیاه و بحر آزوف دو سال؛ ج ـ برای مسافرت در سایر بحار سه سال.
اگر کسی در نتیجۀ واقعه ای بـه غیر آنچه در فقره 2 و 3 ماده 1020 مذکور است، دچار خطر مرگ گشته و مفقود شده و یا در طیاره بوده و طیاره مفقود شده باشد، وقتی می توان حکم موت فرضی او را صادر نمود کـه پنج سال از تاریخ دچار شدن بـه خطر مرگ بگذارد، بدون اینکه خبری از حیوه مفقود رسیده باشد.
در مورد مواد 1020 و 1021 و 1022، محکمه وقتی می تواند حکم موت فرضی غایب را صادر نماید کـه در یکی از جرائد محل و یکی از روزنامه های کثیرالانتشار طهران اعلانی در سه دفعه متوالی هر کدام بـه فاصله 1 ماه منتشر کرده و اشخاصی را کـه ممکن است از غایب خبری داشته باشند، دعوت نماید کـه اگر خبر دارند بـه اطلاع محکمه برسانند. هر گاه یک سال از تاریخ اولین اعلان بگذرد و حیات غایب ثابت نشود، حکم موت فرضی او داده می شود.
اگر اشخاص متعدّد در یک حادثه تلف شوند، فرض بر این می شود کـه همه آنها در آن واحد مرده اند. مفاد این ماده مانع از اجراء مقررات مواد 873 و 874 جلد اوّل این قانون نخواهد بود.
ورّاث غایب مفقودالاثر می توانند قبل از صدور حکم موت فرضی او نیز از محکمه تقاضا نمایند کـه دارایی او را بـه تصرّف آن ها بدهد، مشروط بر اینکه اولاً غایب مزبور کسی را برای اداره کردن اموال خود معین نکرده باشد و ثانیاً دو سال تمام از آخرین خبر غایب گذشته باشد؛ بدون اینکه حیات یا ممات او معلوم باشد. در مورد این ماده رعایت ماده 1023 راجع بـه اعلان مدت یک سال حتمی است.
در مورد ماده قبل ورّاث باید ضامن و یا تضمینات کافیه دیگر بدهند تا در صورت مراجعت غایب و یا در صورتی کـه اشخاص ثالث حقی بر اموال او داشته باشند، از عهده اموال یا حق اشخاص ثالث برآیند. تضمینات مزبور تا موقع صدور حکم موت فرضی غایب باقی خواهد بود.
بعد از صدور حکم فوت فرضی نیز اگر غایب پیدا شود، کسانی کـه اموال او را بـه عنوان وراثت تصرف کرده اند، باید آنچه را کـه از اعیان یا عوض و یا منافع اموال مزبور حین پیدا شدن غایب موجود می باشد مسترد دارند.
امینی کـه برای اداره کردن اموال غایب مفقودالاثر معین می شود، باید نفقۀ زوجه دائم یا منقطعه کـه مدت او نگذشته و نفقه او را زوج تعهد کرده باشد و اولاد غایب را از دارایی غایب تأدیه نماید، در صورت اختلاف در میزان نفقه؛ تعیین آن بـه عهده محکمه است.
هر گاه شخصی چهار سال تمام غایب مفقودالاثر باشد، زن او می تواند تقاضای طلاق کند. در این صورت با رعایت ماده 1023 حاکم او را طلاق می دهد.
اگر شخص غایب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضاء مدت عده مراجعت نماید نسبت بـه طلاق حق رجوع دارد ولی بعد از انقضاء مدت مزبور حق رجوع ندارد.