قانون مدنی مصوب 1314/08/08
فصل سوم ـ در اختیارات و وظائف و مسئولیت قیم و حدود آن نظارت مدعی العموم در امور صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید.
در اختیارات و وظائف و مسئولیت قیم و حدود آن نظارت مدعی العموم در امور صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید.
مواظبت شخص مولّی علیه و نمایندگی قانونی او در کلیه امور مربوطه بـه اموال و حقوق مالی او با قیّم است.
اصلاح 1370 ـ قیّم مکلّف است قبل از مداخله در امور مالی مولیّ علیه صورت جامعی از کلیه دارایی او تهیّه کرده و یک نسخه از آن را بـه امضای خود برای دادستانی کـه مولّی علیه در حوزه آن سکونت دارد، بفرستد و دادستان یا نماینده او باید نسبت بـه میزان دارایی مولّی علیه تحقیقات لازمه بـه عمل آورد.
مدعی العموم یا نماینده او باید بعد از ملاحظه صورت دارایی مولّی علیه مبلغی را کـه ممکن است مخارج سالیانه مولّی علیه بالغ بر آن گردد و مبلغی را کـه برای اداره کردن دارایی مزبور ممکن است لازم شود؛ معیّن نماید. قیّم نمی تواند بیش از مبالغ مزبور خرج کند، مگر با تصویب مدعی العموم.
قیّمی کـه تقصیر در حفظ مال مولّی علیه بنماید، مسئول ضرر و خسارتی است کـه از نقصان یا تلف آن مال حاصل شده، اگر چه نقصان یا تلف مستند بـه تفریط یا تعدی قیّم نباشد.
هر گاه معلوم شود کـه قیّم عامداً مالی را کـه متعلّق بـه مولّی علیه بوده جزء صورت دارایی او قید نکرده و یا باعث شده است کـه آن مال در صورت مزبور قید نشود، مسئول هر ضرر و خسارتی خواهد بود کـه از این حیث ممکن است بـه مولّی علیه وارد شود. بعلاوه در صورتی کـه عمل مزبور از روی سوء نیت بوده قیّم معزول خواهد شد.
قیم نمی تواند بـه سمت قیمومت از طرف مولّی علیه با خود معامله کند، اعم از این کـه مال مولّی علیه را بـه خود منتقل کند یا مال خود را بـه او انتقال دهد.
قیّم نمی تواند اموال غیر منقول مولی علیه را بفروشد و یا رهن گذارد یا معامله کند کـه در نتیجۀ آن خود؛ مدیون مولّی علیه شود، مگر با لحاظ غبطه مولّی علیه و تصویب مدعی العموم. در صورت اخیر شرط حتمی تصویب مدعی العموم ملائت قیّم می باشد، و نیز نمی تواند برای مولّی علیه بدون ضرورت و احتیاج قرض کند، مگر با تصویب مدعی العموم.
قیّم نمی تواند دعوی مربوطه بـه مولّی علیه را بـه صلح خاتمه دهد، مگر با تصویب مدعی العموم.
اصلاح 1370 ـ در صورت وجود موجبات موجّه؛ دادستان می تواند از دادگاه مدنی خاص تقاضا کند کـه از قیّم تضمیناتی راجع بـه اداره اموال مولّی علیه بخواهد. تعیین نوع تضمین بـه نظر دادگاه است. هر گاه قیّم برای دادن تضمین حاضر نشد، از قیمومت عزل می شود.
قیّم باید لااقل سالی یک مرتبه حساب تصدی خود را بـه مدعی العموم یا نماینده او بدهد و هر گاه در ظرف یک ماه از تاریخ مطالبۀ مدعی العموم حساب ندهد، بـه تقاضای مدعی العموم معزول می شود.
قیّم باید حساب زمان تصدی خود را پس از کبر و رشد یا رفع حجر بـه مولی علیه سابق خود بدهد هر گاه قیمومت او قبل از رفع حجر خاتمه یابد حساب زمان تصدی باید بـه قیّم بعدی داده شود.
قیّم می تواند برای انجام امر قیمومت مطالبۀ أُجرت کند. میزان أُجرت مزبور با رعایت کار قیّم و مقدار اشتغالی کـه از امر قیمومت برای او حاصل می شود و محلی کـه قیّم در آنجا اقامت دارد و میزان عایدی مولّی علیه تعیین می گردد.
مدعی العموم می تواند اعمال نظارت در امور مولّی علیه را کلاً یا بعضاً بـه اشخاص موثّق یا هیأت یا مؤسسه واگذار نماید. شخص یا هیأت یا مؤسسه کـه برای إعمال نظارت تعیین شده، در صورت تقصیر یا خیانت؛ مسئول ضرر و خسارت وارده بـه مولّی علیه خواهند بود. فصل چهارم ـ در موارد عزل قیم