رای وحدت رویه 876 مورخ 1405/02/01 دیوانعالی کشور
پیام ها تحلیل مستندات بررسی تطبیقی بررسی انتقادی محتوی کاربردی
بررسی تحلیلی رأی وحدت رویه شماره 876 دیوان عالی کشور
پیام های رأی: تکلیف دادستان به درخواست جبران خسارت اموال دولتی بدون هزینه دادرسی
رأی وحدت رویه شماره 876 مورخ 1404/11/21 هیئت عمومی دیوان عالی کشور، یکی از مهم ترین و راهگشاترین آرای صادره در سال های اخیر در حوزه تعامل حقوق کیفری و حقوق مدنی و نقش دادستان در حمایت از بیت المال است. این رأی که در پی اختلاف میان شعب دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی صادر شد، مرز میان «درخواست» و «دادخواست» برای جبران خسارت ناشی از جرم علیه اموال دولتی را روشن می سازد. در ادامه، عناوین مفهومی موجود در بخش رأی این هیئت عمومی استخراج و پیام های فنی و حقوقی هر یک تشریح می شود تا ابعاد مختلف این سند قضایی مهم برای مخاطبان علاقه مند به حقوق، قابل درک و استفاده باشد.
برای نمایش کامل تحلیل ها نیاز به اشتراک سرویس جدید دارید.
تحلیل مستندات رأی وحدت رویه شماره 876 دیوان عالی کشور
واکاوی تفصیلی مقررات حاکم بر تکلیف دادستان در جبران خسارت بیت المال
رأی وحدت رویه شماره 876 مورخ 1404/11/21 هیئت عمومی دیوان عالی کشور، محصول تأمل و تفسیر قضایی عالی ترین مرجع دادگستری پیرامون مجموعه ای از مقررات مرتبط با یکدیگر است. این رأی، صرفاً یک دستورالعمل اجرایی ساده نیست، بلکه نقطه تلاقی و همنشینی سنجیده چندین قانون اساسی و عادی در حوزه های آیین دادرسی کیفری، آیین دادرسی مدنی، حقوق عمومی و حقوق کیفری ماهوی است. برای درک عمیق این رأی، لازم است مقررات اصلی که شالوده استدلال هیئت عمومی را تشکیل می دهند، به صورت منفک و در عین حال مرتبط با یکدیگر تحلیل شوند. در نوشتار حاضر، این مقررات در سه دسته اصلی و در قالبی پژوهشی بررسی می شوند.
برای نمایش کامل تحلیل ها نیاز به اشتراک سرویس جدید دارید.
تحلیل تطبیقی رأی وحدت رویه شماره 876: دادستان و مطالبه خسارت اموال عمومی
رأی وحدت رویه شماره 876 هیئت عمومی دیوان عالی کشور، نقطه عطفی در تفسیر رابطه میان نهاد نظارتی (سازمان بازرسی کل کشور)، دادستان به عنوان مدافع حقوق عمومی و قواعد شکلی دادرسی است. این رأی که پس از سال ها اختلاف نظر در شعب دادگاه های تجدیدنظر صادر شد، به این پرسش اساسی پاسخ می دهد که آیا دادستان برای جبران خسارت وارده به اموال دولتی و عمومی مکلف به تقدیم «دادخواست» حقوقی است یا می تواند از مسیر ساده ترِ «درخواست» بهره گیرد. در این نوشتار، با رویکردی تطبیقی و چندلایه، سوابق موضوع در متون علمی، مقررات قانونی، رویه قضایی و نظریات مشورتی بررسی می شود تا الگوی فکری حاکم بر این رأی وحدت رویه آشکار گردد.
---
برای نمایش کامل تحلیل ها نیاز به اشتراک سرویس جدید دارید.
تحلیل انتقادی رأی وحدت رویه شماره 876: کامیابی ها و کاستی ها
رأی وحدت رویه شماره 876 هیئت عمومی دیوان عالی کشور، بی گمان یکی از آرای مؤثر در تنظیم رابطه دادسرا، سازمان بازرسی کل کشور و محاکم کیفری در سال های اخیر است. این رأی با هدف تسهیل پیگیری خسارت های وارده به اموال دولتی و عمومی صادر شد و با تفسیری غایت مدارانه از قوانین پراکنده، مسیر تازه ای پیش پای دادستان ها گشود. با این حال، هر رأی وحدت رویه ای را نباید پایان یک بحث حقوقی، که باید آغازی برای ژرف اندیشی انتقادی دانست. در نوشتار حاضر، با نگاهی تحلیلی و چندوجهی، به نقاط قوت و ضعف این رأی از منظر مبانی حقوق دادرسی، حقوق عمومی و اصول دادرسی عادلانه می پردازیم.
---
برای نمایش کامل تحلیل ها نیاز به اشتراک سرویس جدید دارید.
محتوای کاربردی رأی وحدت رویه 876 برای وکلا و کارشناسان حقوقی
رأی وحدت رویه شماره 876 هیئت عمومی دیوان عالی کشور، صرفاً یک نظر قضایی انتزاعی نیست، بلکه ابزاری راهبردی در اختیار وکلای دادگستری، مشاوران حقوقی دستگاه های اجرایی و کارشناسان رسمی دادگستری قرار می دهد که می تواند مسیر بسیاری از پرونده ها را تغییر دهد. شناخت دقیق ابعاد این رأی و تنظیم استراتژی بر مبنای آن، یک ضرورت حرفه ای است. در این نوشتار، با رویکردی عمل گرا، بستر حقوقی موضوع، چالش های پیش روی اصحاب دعوا در محاکم، نکات مهم در تنظیم لوایح و قراردادها و در نهایت راهکارهای عملی برای موفقیت در دعاوی مرتبط تشریح می شود.
---
برای نمایش کامل تحلیل ها نیاز به اشتراک سرویس جدید دارید.
رای وحدت رویه 876 مورخ 1405/02/01 دیوانعالی کشور: دادستان موظف به مطالبه خسارت ناشی از جرم علیه اموال دولتی و عمومی، بدون پرداخت هزینه دادرسی است.
بیشتر بخوانید:
+ خسارت و وجه التزام و اجرت المثل در آراء وحدت رویه قضایی
+ دادسرا و دادستان در آرای وحدت رویه قضایی
+ ضرر و زیان ناشی از جرم در آراء وحدت رویه قضایی
+ سازمان بازرسی قوه قضاییه در نظریات مشورتی
+ ضرر و زیان ناشی از جرم در نظریات مشورتی
مقدمه رای وحدت رویه 876 مورخ 1405/02/01 دیوانعالی کشور
جلسه هیئت عمومی دیوان عالی کشور در مورد پرونده وحدت رویه شماره 1404/19 ساعت 8 روز سه شنبه، مورّخ 1404/11/21 به ریاست حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای محمدجعفر منتظری رئیس محترم دیوان عالی کشور، با شرکت آقایان رؤسا، مستشاران و اعضای معاون کلیه شعب دیوان عالی کشور و با حضور حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای سیدمحسن موسوی، نماینده محترم دادستان کلّ کشور در سالن هیئت عمومی تشکیل شد و پس از تلاوت آیاتی از کلام الله مجید، قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شرکت کننده در خصوص این پرونده و استماع نظر نماینده محترم دادستان کل کشور که به ترتیب ذیل منعکس می گردد، به صدور رأی وحدت رویه قضایی شماره 876 ـ 1404/11/21 منتهی گردید.
الف) گزارش پرونده رای وحدت رویه 876 مورخ 1405/02/01 دیوانعالی کشور
به استحضار می رساند، قانونگذار در مواد متعددی از قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) از جمله مواد 598، 599، 604، 605 و ... در مورد ارتکاب جرایم توسط کارکنان دولت علاوه بر تعیین مجازات حبس و جزای نقدی، مرتکب را به جبران خسارت وارده ملزم کرده است، اما در خصوص اینکه جبران خسارت با تقدیم دادخواست یا درخواست باشد یا خیر، بین محاکم دادگستری اختلاف نظر وجود دارد، به طوری که برخی از شعب بدون تقدیم دادخواست یا ارائه درخواست، حکم به محکومیت متهم به جبران خسارت صادر می کنند و برخی از شعب، صدور حکم بر محکومیت متهم به جبران خسارات را مستلزم تقدیم دادخواست می دانند. سابقاً هیئت عمومی دیوان عالی کشور برابر رأی وحدت رویه شماره 582 ـ 1371/12/23 مطالبه ضرر و زیان در مورد اشخاص عادی را مستلزم تقدیم دادخواست دانسته است، اما به نظر می رسد منطوق این رأی اطلاق نداشته و صرفاً در مورد اشخاص عادی و غیردولتی است و از آنجایی که این رأی قبل از تصویب قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) در تاریخ 1375/3/2 صادر شده است، محاکم بر همین اساس بدون استناد به این رأی که مقدم بر تصویب قانون تعزیرات است، آراء مختلف صادر می کنند، لذا برابر آراء واصله به این معاونت، شعب هشتم و چهاردهم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی در خصوص لزوم ارائه دادخواست جهت مطالبه خسارت (ضرر و زیان ناشی از جرم) در دادگاه کیفری، آراء مختلف صادر کرده اند که جهت طرح موضوع در هیئت عمومی دیوان عالی کشور، گزارش امر به شرح ذیل تقدیم می شود:
الف) به حکایت دادنامه شماره 140156390003180806 ـ 1401/9/23 شعبه 102 دادگاه کیفری دو شهرستان اراک، در خصوص اتهام خانم معصومه... به اهمال در انجام وظیفه منتهی به تضییع اموال و وجوه دولتی، چنین رأی داده شده است:
«... لذا ارکان بزه مذکور از جمله اهمال در انجام وظیفه دولتی و تضییع وجوه مذکور محرز است مستنداً به مواد 2، 19 و 211 قانون مجازات اسلامی و ماده 598 قانون تعزیرات (مصوبه هیئت وزیران در خصوص تعدیل جزای نقدی مصوب 1399/12/25) با ذکر این نکته که جرم ارتکابی و عمل مجرمانه واحد است و نتیجه واحد دارد، یعنی تضییع وجوه به میزان مجموع مبلغ اصل و فرع که مشمول قواعد تعدّد نیست و به دلیل فقد سابقه کیفری النهایه در راستای بند ث مواد 37 و 38 قانون مجازات اسلامی با اصلاحات مورخ 1399/2/23 متهم را به جزای نقدی درجه 6 جایگزین مجازات شلاق همین درجه به میزان 200,000,000 ریال در حق دولت محکوم می نمایند. ضمناً سازمان بازرسی در خصوص جبران خسارت و ضرر و زیان وارده می تواند موضوع را در هیئت های تخلفات و همچنین محاکم حقوقی مطرح نماید. ...»
با تجدیدنظرخواهی از این رأی، شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر، پرونده را به علت عدم اتخاذ تصمیم در خصوص رد مال به دادگاه بدوی اعاده نموده، سپس شعبه 102 دادگاه کیفری دو اراک به موجب دادنامه شماره 140126390004122858 ـ 1401/12/10، چنین رأی داده است:
«... لذا ارکان بزه مذکور از جمله اهمال در انجام وظیفه دولتی و تضییع وجوه مذکور محرز است، مستنداً به مواد 2، 19 و 211 قانون مجازات اسلامی و ماده 598 قانون تعزیرات هرچند با توجه به نظریه مشورتی شماره 920/98/7 ـ 1398/6/26 که چنین آمده "ضرر و زیان ناشی از جرم و صدور حکم به جبران آن، از حیث ماهیت ، مجازات محسوب نمی شود و مطالبه آن نیاز به طرح دعوای حقوقی دارد. با توجه به قاعده کلی مذکور در ماده 15 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 صدور حکم به جبران خسارت جز در مواردی که مقّنن به صدور چنین احکامی بدون تقدیم دادخواست تصریح نموده است، نیازمند تقدیم دادخواست می باشد؛ بن ابراین صرف ذکر عبارت "علاوه بر جبران خسارت وارده " در ماده 598 قانون تعزیرات مصوب 1375 به معنی نفی نیاز مطالبه و نیز رعایت تشریفات مربوط نمی باشد."لیکن با عنایت به لزوم تبعیت از مراجع عالی، متهم را علاوه بر مجازات مذکور در دادنامه قبلی ... (جزای نقدی درجه شش به مبلغ 200,000,000 ریال) به پرداخت مبلغ 3,476,935,909 ریال در حق دولت ... به عنوان جبران خسارت وارده محکوم می نماید. ضمناً در خصوص اتهام متهمه مذکور دایر بر اهمال در انجام وظیفه منتهی به تضییع وجوه دولتی نسبت به مازاد بر مبلغ 3,476,935,909 ریال که حاصل جمع مبالغ دو اتهام مذکور در کیفرخواست است با توجه به گزارش تکمیلی سازمان بازرسی ... و همچنین نامه توقیف اموال شعبه چهارم اجرای احکام کیفری شهرستان اراک ... و با تمسک به اصل برائت و عدم زیادت مستنداً به مواد 4 و 265 قانون آیین دادرسی کیفری و 120 و 144 قانون مجازات اسلامی، حکم به برائت مشارالیها صادر می گردد.»
پس از تجدیدنظرخواهی از این رأی، شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی به موجب دادنامه شماره 140226390000435582 ـ 1402/2/17، چنین رأی داده است:
«... دادگاه با بررسی محتویات پرونده بدوی و ملاحظه درخواست تجدیدنظرخواهی نظر به اینکه تجدیدنظرخواه در این مرحله از رسیدگی ایراد یا دفاع مؤثری که موجبات ایجاد خلل و خدشه در ارکان دادنامه معترض عنه را فراهم آورد ابراز ننموده و دادنامه تجدیدنظرخواسته نیز از حیث رعایت اصول دادرسی فاقد ایراد یا اشکال عمده بوده و نظر به اینکه اعتراض تجدیدنظرخواه مشمول هیچ یک از جهات مندرج در ماده 434 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 شناخته نمی شود، بنابراین ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه، مستنداً به بند (الف) ماده 455 همان قانون دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید و ابرام می نماید، این رأی قطعی است.»
ب) به حکایت دادنامه شماره 140226390000776759 ـ 1402/3/11 شعبه 102 دادگاه کیفری دو شهرستان اراک، در خصوص اتهام 1ـ خانم نجمیه ... 2ـ آقای محسن ... 3ـ آقای پژمان ... 4ـ آقای علی ... 5 ـ آقای محمد ... 6 ـ آقای کیوان ... 7ـ آقای رضا و 8 ـ آقای محمدتقی ... همگی به تصرف غیرقانونی در اموال دولتی و تضییع اموال بیت المال، چنین رأی داده است:
«... النهایه، رؤسای وقت بیمارستان آقای پژمان ... را به پرداخت خسارت به مبلغ 891,002,286 ریال، آقای کیوان... را به پرداخت خسارت به مبلغ 32,137,976 ریال و آقای رضا ... را به پرداخت خسارت به مبلغ 280,363,305 ریال و آقای علی ... را به پرداخت خسارت به مبلغ 90,088,027 ریال محکوم می نماید. همچنین مدیران مالی بیمارستان آقای محمد ... را از مبلغ مجموع به پرداخت خسارت وارده به مبلغ 423,338,571 ریال و خانم نجمیه ... را به پرداخت خسارت به مبلغ870,252,923 ریال محکوم می نماید. لازم به ذکر است چنانچه آقایان پژمان...، کیوان...، رضا... و علی... مبلغ خسارت مربوطه را پرداخت نمایند مدیران مالی بری الذمه، در غیر این صورت به میزان وجه مذکور مسئولیت پرداخت خواهند داشت. همچنین به جهت فقدان سابقه محکومیت استناداً به بند ث ماده 37 و بند ث ماده 38 قانون مجازات اسلامی مشارالیهم آقایان پژمان ...، کیوان ...، رضا ...، علی ... و محمد ... و خانم نجمیه ... را هر کدام به پرداخت جزای نقدی درجه شش به مبلغ 200,000,000 ریال در حق صندوق دولت محکوم می نماید. لازم به ذکر است مبالغ مذکور به عنوان خسارت با توجه به نظر شعب محترم تجدیدنظر استان مبنی بر لزوم حکم به جبران خسارت بدون طرح دادخواست در حکم ذکر گردیده است. ضمن اینکه اتهامات مذکور در کیفرخواست در دادنامه مورد اصلاح قرار گرفته است. در مورد اتهام آقایان محسن ... و محمد تقی ... دایر بر تصرف غیرقانونی در اموال دولتی و تضییع اموال بیت المال با توجه به عدم ذکر اسامی ایشان در گزارش های سازمان بازرسی خصوصاً گزارش تکمیلی و نهایی مورخ 1401/12/13...، لذا به جهت فقد ادله کافی جهت انتساب بزه استناداً به مواد 4 و 265 قانون آیین دادرسی کیفری و [مواد]120 و144 قانون مجازات اسلامی، حکم بر برائت مشارالیهما از عناوین اتهامی صادر می گردد.»
پس از تجدیدنظرخواهی از این رأی، شعبه چهاردهم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی به موجب دادنامه شماره 140226390003003621 ـ 1402/8/24، چنین رأی داده است:
«... با عنایت به جمیع اوراق و محتویات پرونده اوّلاً، صدور حکم بر جبران خسارت بدون تقدیم دادخواست حقوقی از سوی دستگاه متولی امر بر خلاف مواد 9،10،14و 15 قانون آیین دادرسی کیفری است و در این پرونده از سوی دستگاه متولی امر، دادخواستی جهت جبران ضرر و زیان و خسارت وارده ارائه نشده است و حتی دادستان هم مطابق تبصره یک بند «د» ماده 2 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور (اصلاحیه 1393) جهت جبران خسارت بدون پرداخت هزینه دادرسی، دادخواست ارائه نکرده و درخواستی برای این موضوع نداشته است، لذا با این وصف، دادگاه د ر مورد حکم به پرداخت خسارت وارده مواجه با تکلیف نبوده و هیئت دادگاه مستنداً به بند ب ماده 455 قانون آیین دادرسی کیفری این قسمت دادنامه که مشعر به پرداخت خسارت است را با توجه به عدم ارائه دادخواست از سوی دستگاه متولی امر، نقض می نماید و در خصوص سایر مفاد دادنامه، با عنایت به تحقیقات صورت گرفته و اظهارات و دفاعیات متهمین و گزارش سازمان بازرسی کل استان مرکزی و دلایل ذکر شده در این رأی و در کیفرخواست و اینکه در این مرحله از رسیدگی تجدیدنظرخواهان دلیل موجه و معتبری جهت نقض و بی اعتباری دادنامه ارائه نکرده اند و اعتراض ایشان متضمن دفاع مؤثر و دلائل موجهی که با یکی از جهات ماده ی 434 قانون آیین دادرسی کیفری منطبق و اساس دادنامه ی تجدیدنظرخواسته را مخدوش و متزلزل نماید، نیست و رأی مورد تجدیدنظرخواهی مطابق ادله موجود در پرونده صحیح و منطبق بر موازین قانونی صادر شده است و در نحوه ی رسیدگی و اصول دادرسی ایرادی مشاهده نگردید، لذا هیئت دادگاه مستنداً به بند «الف» ماده ی 455 قانون آیین دادرسی کیفری ضمن رد تجدیدنظر خواهی معترض، مفاد دادنامه مورد تجدیدنظرخواهی نسبت به آنچه مورد تجدیدنظرخواهی واقع و نسبت به آن رأی صادر شده است را با اصلاح صورت گرفته شده، تأیید می نماید.»
چنانکه ملاحظه می شود، شعب هشتم و چهاردهم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی، در خصوص لزوم ارائه دادخواست جهت مطالبه خسارت (ضرر و زیان ناشی از جرم) در دادگاه کیفری با استنباط مختلف از ماده 15 قانون آیین دادرسی کیفری و ماده 598 قانون مجازات اسلامی و تبصره یک الحاقی به ماده 2 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور مصوب 1393، اختلاف نظر دارند؛ به طوری که شعبه هشتم بدون تقدیم دادخواست، حکم به پرداخت خسارت صادر نموده است، اما شعبه چهاردهم جبران ضرر و زیان را مستلزم تقدیم دادخواست دانسته است.
بنا به مراتب، در موضوع مشابه، اختلاف استنباط محقق شده است، لذا در اجرای ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی، طرح موضوع در جلسه هیئت عمومی دیوان عالی کشور درخواست می گردد.
معاون قضایی دیوان عالی کشور در امور هیئت عمومی ـ غلامرضا انصاری
ب) نظریه نماینده محترم دادستان کل کشور
احتراماً، در خصوص پرونده وحدت رویه شماره 1404/19 هیئت عمومی دیوان عالی کشور به نمایندگی از دادستان محترم کل کشور به شرح زیر اظهار عقیده می نمایم:
ملاحظه می گردد اختلاف رویه حادث شده بین شعب هشتم و چهاردهم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی در خصوص «لزوم یا عدم لزوم تقدیم دادخواست برای مطالبه خسارت(ضرر و زیان ناشی از جرم) در دادگاه کیفری با استنباط مختلف از ماده 15 قانون آیین دادرسی کیفری و ماده 598 قانون مجازات اسلامی و تبصره (1) الحاقی به ماده (2) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور» است. لذا با بررسی گزارش ارسالی نکته ای که لازم است به عنوان مقدمه اعلام نمایم، این است که موضوع آراء ذکر شده در گزارش، مطلق جبران خسارت و ضرر و زیان ناشی از جرم نیست، بلکه صرفاً جبران خسارت و ضرر و زیان وارده به اموال دولتی در پی گزارش سازمان بازرسی محل اختلاف است والّا با توجه به مفاد گزارش که به رأی وحدت رویه شماره 582 مورخ 1371/12/23 نیز استناد کرده است، ظاهراً راجع به لزوم تقدیم دادخواست برای مطالبه ضرر و زیان ناشی از جرم توسط اشخاص عادی تردیدی وجود ندارد. به همین جهت موضوع رأی وحدت رویه باید تنقیح و به مواردی که متهم به اتهام تضییع اموال دولتی تحت تعقیب قرار می گیرد محدود و گفته شود که آیا مطالبه خسارت و ضرر و زیان ناشی از جرم که به اموال و حقوق دولتی وارد می شود، از قبیل ماده 598 قانون مجازات اسلامی و تبصره 1 ماده 2 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور مستلزم تقدیم دادخواست توسط دادستان است.
با لحاظ مقدمه فوق، باید محضر قضات محترم عرض نمایم که اصل اولیه و بنیادین آیین دادرسی این است که جبران خسارت و ضرر و زیان ناشی از جرم، مجازات نیست که دادگاه کیفری به عنوان مجازات ملزم به صدور حکم در این خصوص باشد و به صراحت ماده 20 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392 حتی صدور حکم برائت و یا سقوط دعوای کیفری مانع از رسیدگی به دعوای مطالبه خسارت و ضرر و زیان ناشی از جرم نخواهد بود و همان طور که در آراء متعدد دیوان عالی کشور از جمله رأی وحدت رویه شماره 2589 مورخ 1338/7/1 و رأی وحدت رویه شماره 582 مورخ 1371/12/23 و رأی وحدت رویه شماره 606 مورخ 1375/3/1 تصریح شده است که جبران خسارت و ضرر و زیان ناشی از جرم، ماهیت حقوقی داشته و رسیدگی به آن تابع تشریفات مقرر در قانون آیین دادرسی مدنی است. ماده 15 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392 نیز همین اصل را بیان نموده و مطابق آن جبران خسارت و ضرر و زیان ناشی از جرم مستلزم رعایت مقررات آیین دادرسی مدنی است و مطابق ماده 48 قانون آیین دادرسی مدنی شروع به رسیدگی در دادرسی مدنی مستلزم تقدیم دادخواست بوده و بدیهی است که رسیدگی به دعوای حقوقی مستلزم رعایت اصول و تشریفات آیین دادرسی مدنی از جمله احراز ارکان مسئولیت مدنی شامل: 1ـ ضرر خواهان 2ـ عمل زیانبار خوانده 3ـ قابلیت انتساب ضرر خواهان به عمل خوانده (رابطه سببیت بین این دو) است.
لذا حکم محکومیت کیفری لزوماً به معنای اثبات و احراز این سه رکن نیست و نهایتاً حکم کیفری می تواند رکن دوم مسئولیت مدنی یعنی عمل زیانبار خوانده را اثبات نماید و این که ضرر مورد ادعای خواهان، خسارت قابل مطالبه محسوب می شود و قابل انتساب به عمل خوانده هست یا خیر، مستلزم رسیدگی مدنی با رعایت اصول و تشریفات آیین دادرسی مدنی است که تضمین کننده عدالت آیینی در دادرسی مدنی است و صرف این که به هر جهتی شخص، حتی اگر دادستان و نماینده عموم باشد از پرداخت هزینه دادرسی معاف باشد، به معنای عدم رعایت سایر تشریفات و اصول آیین دادرسی مدنی از جمله تقدیم دادخواست نخواهد بود.
از طرفی، رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی، امری ظاهری و زائد محسوب نمی شود تا آن را مزاحم دانسته و به عنوان تشریفات غیر ضروری در دعوای دادستان به عنوان نماینده عموم کنار بگذاریم، بلکه این امر در واقع اصلی بنیادین است که تضمین کننده رعایت عدالت و برابری در آیین دادرسی مدنی است و رعایت آن در طرح دعوای مطالبه ضرر و زیان ناشی از جرم توسط دادستان نیز ضروری است و نه تنها دلیلی موجه و مرجحی برای استنثناء نمودن دعوای مطالبه خسارت مطرح شده توسط دادستان وجود ندارد بلکه مستثنی نمودن این دعوا از تشریفات آیین دادرسی مدنی خلاف اصل اولیه در دادرسی مدنی بوده و خود به ویژه در مواردی که دعوای عمومی به جهتی از جهات قانونی ساقط می شود و یا حکم برائت متهم صادر می شود بدون تردید تضییع حقوق دولتی و عمومی را در پی خواهد داشت و بدون تردید در قوانین مختلف که جبران خسارت به تبع امر کیفری مقرر گردیده، چنانچه اراده قانونگذار بر عدم رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی و معاف نمودن دادستان و یا هر شخص دیگری از تقدیم دادخواست بود، قطعاً همان گونه که تصریح شده جبران خسارت و ضرر و زیان بدون هزینه دادرسی قابل مطالبه است، به عدم ضرورت تقدیم دادخواست نیز تصریح می گردید.
فلذا با عنایت به مبانی مذکور رأی شعبه 14 دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی که مطالبه خسارت و ضرر و زیان ناشی از جرم را مستلزم تقدیم دادخواست دانسته، منطبق با مقررات قانونی بوده و قابلیت تبدیل به رأی وحدت رویه را دارد.
بیشتر بخوانید:
+ خسارت و وجه التزام و اجرت المثل در آراء وحدت رویه قضایی
+ دادسرا و دادستان در آرای وحدت رویه قضایی
+ ضرر و زیان ناشی از جرم در آراء وحدت رویه قضایی
+ سازمان بازرسی قوه قضاییه در نظریات مشورتی
+ ضرر و زیان ناشی از جرم در نظریات مشورتی
ج) رای وحدت رویه 876 مورخ 1405/02/01 دیوانعالی کشور
مطابق تبصره یک بند «د» ماده 2 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور الحاقی مورخ 1393/7/15، در جرایم منتهی به ورود خسارت به اموال دولتی و حقوق عمومی و تضییع آنها که مرجع گزارش دهنده آن، سازمان باشد، دادستان مکلف است در صورت احراز ورود خسارت و ضرر و زیان ضمن تعقیب کیفری متهم یا متهمان، جبران آن را بدون پرداخت هزینه دادرسی از دادگاه درخواست کند. در صورت عدم ارائه درخواست از ناحیه دادستان به جهت عدم احراز ورود خسارت، رسیدگی به دعوای مطالبه خسارت دستگاه زیان دیده از جرم، طبق قسمت اخیر ماده 15 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392، منوط به تقدیم دادخواست با رعایت تشریفات قانون آیین دادرسی مدنی و پرداخت هزینه دادرسی است.
بنا به مراتب، رأی شعبه چهاردهم دادگاه تجدید نظر استان مرکزی تا حدی که با این نظر انطباق دارد با اکثریت آراء اعضای هیئت عمومی، صحیح و قانونی تشخیص داده می شود. این رأی طبق ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات و الحاقات بعدی در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور، دادگاه ها و سایر مراجع اعم از قضایی و غیر آن لازم الاتباع است.
محمّدجعفر منتظری ـ رئیس هیئت عمومی دیوان عالی کشور